« ناکامی در سفارش ترجمه | صفحه‌ی اصلی | جیلو پونته‌کوروو درگذشت »

بازسازی کتابخانه‌ی بنجامین فرانکلین

نوه‌ی فرانکلین بیش از دویست سال پیش 4276 جلد کتاب این مجموعه‌ی بی‌نظیر را تبدیل به احسن نمود، و حالا کتابدارها مشغول گردآوری و بازسازی این کتابخانه‌ی تاریخی‌اند.

 

 

از بخش فرهنگی روزنامه‌ی لس‌آنجلس تایمز (هشتم آوریل 2006)

کتی متیسون

 

 

 

وقتی که صحبت از معماهای حل‌ناشده‌ی ادبی است، مرگ کتابخانه‌ی بنجامین فرانکلین را نمی‌توان یک راز سربه‌مهر بشمار آورد. بر کارشناسان و پژوهشگران کاملاً معلوم است که نوه‌ی فرانکلین، ویلیام تمپل فرانکلین، بود که بخش اعظم کتابخانه را به ارث برد و در اندک مدتی همه را فروخت و نقد را به جیب زد.

 

             تاریخ‌دانان اما معتقدند که جنایت واقعی، نه فروش کتاب‌ها، بلکه این واقعیت است که فهرستی از 4276 جلد کتاب این مجموعه باقی نمانده است، و چنین فهرستی می‌تواند در روشن ساختن گوشه‌های هنوز تاریک زندگی فرانکلین کمک بسزایی باشد. خوشبختانه بخشی از این معما در چند ماه آینده حل خواهد شد زیرا که بنیادی به نام "دوستداران کتاب فیلادلفیا" با همکاری "انجمن فلسفه‌ی آمریکا" کاتالوگی از حدود نیمی از این مجموعه‌ی از دست رفته را قرار است به چاپ برساند. این کتاب‌ها دامنه‌ی بس وسیعی را در بر می‌گیرند، از علوم محض و پزشکی گرفته تا دستورالعمل‌های استفاده از ماشین‌های چاپ و طرز ساختن شراب سیب، و تا آثار کلاسیک ادبی چون "دن کیشوت" و "ادیسه".

 

 

بنجامین فرانکلین (1706-1790) 

 

           

  این کاتالوگ، کامل‌ترین فهرستی خواهد بود که تا کنون از کتاب‌های بنجامین فرانکلین به چاپ رسیده است و به حل معضل بزرگی کمک خواهد کرد که از بیش از دویست سال پیش بر دوش کارشناسان ادبی سنگینی می‌کند. جیمز گرین، کتابدار خبره، می‌گوید: "بعد از نوشته‌های خود فرانکلین، این فهرست، مهم‌ترین منبع آگاهی‌های مربوط به زندگی او می‌باشد. بسیار رازهای ناگشوده را می‌توان از این فهرست کشف کرد."

 

            گرین می‌افزاید: "مجموعه‌ی کتاب‌ها‌ی فرانکلین، در زمان خود، یکی از بزرگترین کتابخانه‌های خصوصی آمریکا بود و تمامی طبقه‌ی دوم ساختمانی را در خانه‌اش در فیلادلفیا اشغال می‌کرد. وقتی که فرانکلین در سال 1790 درگذشت، کتاب‌های او بین تعدادی از بنیادها و انجمن‌های ادبی و عده‌ای از بستگان او تقسیم شدند. اما بخش اعظم این کتاب‌ها به ویلیام تمپل فرانکلین، نوه‌ی او، رسید که کمترین علاقه‌ای به کتاب و ادبیات و این گونه مسائل نداشت. تمپل فرانکلین این کتاب‌ها را به مثابه‌ی منبع نقدینه بر می‌شمرد، پس در سال 1794 همه‌ی کتاب‌هایی را که به ارث برده بود به مردی فروخت که چهار سال بعد، کارش به ورشکستگی کشید".

 

            بعد، کتاب‌ها به دست کتابفروشی به نام نیکلاس دوفایف افتاد، و او هم به نوبه‌ی خود آنها را در فاصله‌ی سال‌های 1801 و 1803 به مشتریانش عرضه داشت، از جمله به تامس جفرسن که در آن سال‌ها رئیس جمهور آمریکا بود. اما مدیران کتابخانه‌ی کنگره که مدتی بود در پی این کتاب‌ها بودند موفق نشدند بقیه‌ی آنها را به دست آورند. کار مفیدی که دوفایف در این میان انجام داد این بود که فهرستی از این کتاب‌ها فراهم کرد اما متاسفانه این فهرست هم چند سال بعد گم و گور شد.

 

            با این همه، جزء کوچک اما مهمی از کتابخانه‌ی فرانکلین جان سالم بدر برد: چیزی که به انگلیسی به آن می‌گویند "شلف مارک"  یعنی نشانه‌ی رمزی که جای هر کتاب را در قفسه‌های کتابخانه معلوم می‌کند. این نشانه‌ها که با مداد در صفحه‌ی عنوان هر کتاب نوشته شده اند شامل حرف  "سی" و چند شماره و بعد حرف "ان" و چند شماره‌ی دیگر است. این نشانه‌ها را نخستین بار اعضای "انجمن فلسفه‌ی آمریکا" در سال 1935 دیدند، و این کانونی از دوستداران فلسفه وافع در فیلادلفیا (ایالت پنسیلوانیا) است که خود فرانکلین از بنیادگذاران آن بود و تعدادی از کتاب‌ها را در سال‌های نخست قرن نوزدهم از دوفایف خریده بود. اما روشن نبود که این نشانه‌ها کار دوفایف بوده و یا کار خود فرانکلین. اینجا بود که ادوین وولف، از کتابداران عضو انجمن "دوستداران کتاب" قدم پیش گذاشت تا این معضل را حل کند. "دوستداران کتاب" هم انجمنی است که فرانکلین و عده‌ی دیگری از کتابدوستان و کتاب‌بازان  در سال 1731 بنیاد نهادند و حالا تبدیل به پژوهشکده‌‌ی مستقلی شده است که در زمینه‌ی تاریخ قرن نوزدهم آمریکا تحقیق و تفحص می‌کند.

 

            سال‌ها پژوهش و جستجو در این زمینه سرانجام در سال 1956 به ثمر رسید، یعنی موقعی که وولف کشف کرد که این نشانه‌ها در کتاب‌هایی هم که فرانکلین مستقیماً به "انجمن فلسفه" و کتابخانه‌ی "دوستداران کتاب" اهدا کرده بود وجود دارند، و اینها کتاب‌هایی بودند که دست دوفایف به آنها نرسیده بود. مشکل اینجا بود که نشانه‌های مربوطه را نمی‌شد به راحتی پیدا کرد، زیرا صاحبان بعدی کتاب‌ها وقتی که اقدام به صحافی مجدد آنها کرده بودند، روی نشانه‌ها را ندانسته پوشانده بودند. 

 

            چند سال دیگر هم گذشت تا اینکه در 1962 یکی از نوادگان بنجامین فرانکلین باچ - نوه‌ی دیگر فرانکلین که بخش کوچک‌تری از کتابخانه‌ی پدربزرگ را ارث برده بود – قدم پیش گذاشت تا به حل این معما کمک کند. او در میان کاغذهای متعلق به باچ، فهرستی از عناوین کتاب به خط تمپل فرانکلین یافته بود تحت عنوان "فهرست کتاب‌های  ب. ف. باچ " و این البته فهرستی بود از کتاب‌هایی که پدربزرگ برای باچ به ارث گذاشته بود.

 

            این مجلدات تحت "کیس"[1] و "نامبر"[2] شماره‌بندی شده بودند. و همین موجب شد وولف کشف کند که آن نشانه‌ها دلالت دارد بر محل دقیق هر کتاب در قفسه‌های کتابخانه. حرف "سی" علامت اختصاری "کیس" بود که قفسه‌ی مربوطه را مشخص می‌کرد و حرف "ان" علامت اختصاری "نامبر" بود و جای کتاب را در هر قفسه یا طبقه معلوم می‌نمود.

 

            ادوین وولف تا زمان مرگش در سال 1991 توانست حدود 3000 عنوان را از میان یک هزار جلد کتاب استخراج کند، که چیزی نزدیک به یک چهارم کتابخانه‌ی فرانکلین را در بر می‌گیرد. وولف همچنین موفق شد عنوان 700 کتاب دیگر متعلق به فرانکلین را کشف کند که فرانکلین در میان نامه‌های خود به آنها اشاره کرده و گفته است که در کتابخانه‌اش دارد، اما این 700 عنوان کتاب‌ را تا کنون کسی نتوانسته است در مجموعه‌های موجود و شناخته شده پیدا کند.

 

            در حال حاضر، پژوهشگری به نام کوین هیز، با استفاده از این اطلاعات و پژوهش‌های دیگر، مشغول تدوین کتابنامه‌ای است در 900 صفحه که شامل 3741 عنوان کتاب در 2000 مجلد است. در این کتابنامه به عناوینی بر می‌خوریم از قبیل : "دو رساله در باب دولت" نوشته‌ی جان لاک (چاپ 1764 )، "اپتیک: یا رساله‌ای اندر مقوله‌ی انعکاس، انکسار، انحنا و رنگ‌های نور" نوشته‌ی آیزاک نیوتون (چاپ 1721 )، و یکی از ویراست‌های اولیه‌ی "ماگنا کارتا"[3] (چاپ 1556) به زبان لاتین، که از مهم‌ترین اسناد سیاسی تاریخ جهان است.

 

            گوردن وود، استاد تاریخ دانشگاه براون و مؤلف کتابی به نام "آمریکایی شدن بنجامین فرانکلین" می‌گوید: "به نظر من بازسازی کتابخانه‌ی فرانکلین قدم خارق‌العاده‌ای است که به پژوهش در این زمینه کمک شایانی خواهد کرد."

 

            هیز، استاد زبان و ادبیات انگلیسی در دانشگاه "سنترال اکلاهما"، حدود پنج سال پیش وارد معرکه شد، و آن هنگامی بود که جان وان هورن، مدیر "دوستداران کتاب"، از او دعوت کرد کار نیمه‌تمام وولف را ادامه بدهد. هیز که پایان‌نامه‌ی خود را درباره‌ی یکی دیگر از کتابخانه‌های خصوصی دوره‌ی استعماری ( یعنی ماقبل استقلال آمریکا) نوشته بود، گفت : "بی‌درنگ این فرصت طلایی را قاپیدم تا بتوانم روی مجموعه‌ی فرانکلین کار کنم."

 

            وان هورن یادداشت‌های حجیم وولف را به اکلاهما فرستاد تا هیز بتواند با خیال راحت و با فراغ بال روی آنها کار کند. او به منابع دیگری نیز رجوع کرد، از جمله موزه‌‌ها و کتابخانه‌های دلاویر، فیلادلفیا و واشینگتن تا ببیند چه کتاب‌های دیگری را می‌تواند پیدا کند که ممکن است وولف از قلم انداخته باشد.

 

            هیز معتقد است که حدود نیمی از 2000 جلد کتابی که در فهرست آمده‌اند هنوز وجود دارند و امید به یافتن آنها هست. "انجمن دوستداران کتاب" و "انجمن تاریخ پنسیلوانیا" روی هم رفته بیشترین تعداد کتاب‌های مجموعه‌ی فرانکلین یعنی 354 مجلد را در اختیار دارند، که بیش از 2150 عنوان کتاب را در بر می‌‌گیرند. سایر مجلدات را می‌توان در کتابخانه‌های دیگری چون دانشگاه پرینستون و کتابخانه‌ی کنگره پیدا کرد.

            نکته‌ی جالب این است که صرف دانستن عناوین کتاب‌ها، پنجره‌ی تازه‌ای را بروی مورخان و پژوهشگران باز می‌کند. به این معنی که آنها در می‌یابند چه کتاب‌هایی توانسته بودند روز زندگی یکی از چهره‌های مهم تاریخ آمریکا تأثیر بگذارند. گرین می‌گوید: " راز مهمی است که باید گشوده شود، نه بدان منظور که کتاب زندگانی فرانکلین بسته شود، بلکه از آن رو که بازگشوده شود."      



[1] - Case

 

[2] - Number

[3]  - Magna Carta ؛ (به انگلیسی: The Great Charter ، در لغت به معنی "رساله‌ی کبیره") از مهم‌ترین اسناد سیاسی به زبان انگلیسی است که از قرن سیزدهم مانده است و به حاکمیت قانون می‌پردازد. علاقه‌مندان می‌توانند به مرجع زیر نگاه کنند:

 

http://en.wikipedia.org/wiki/Magna_Carta 

 

مطالب مرتبط

سخنرانی دریافت جایزۀ سونینگ

پرچم ناتمام و سایر قضایا

ترک‌بک

آدرس ترک‌بک برای اين مطلب
http://www.malakut.org/cgi-bin/mt33/donbalak.cgi/506

نظرها

بنام حق
نامه اي براي امشب
امشب! درد کشنده! خواب زدگی و ناآگاهـی؛ غفلت و بی خبریست!
امشب! درد پنهان جامعه اینست!
که توده خاموش مردم؛ زبان پیچیده و نامفهوم، روشنفکران و نخبگان موجود را نمی فهمند؛ و نخبگان و روشنفکران مدعی تحول و اصلاحـات، با توجـه به آموخته های خود؛ وابسته به رابطه و قدرت، خیره به تازیانه و نان و شیرینی، شتاب زده و ناشیانه، در راه ناهموار سیاست گام بر می دارند؛ و بدون شناخت موقعیت و نیاز مردم و خواست جامعه؛ ازسیاست و حزب برای مردمی می گویند؛ که مشارکتی درسیاست نداشته؛ سیاست امشب را نمی فهمند؛ سیاست بازان را آنگونه که نیستند؛ می بینند. سیاستمداران را آنگونه که هستند؛ نمی شناسند. و ازحزب بازی سیاست بازان؛ حزب سازی فرصت طلبان؛ و بازی بی قاعده احزاب رابطه گرا و منفعت طلب؛ سرخورده، متنفر، و گریزانند.
نخبگان و روشنفکران اصلاحگرا؛ قبل ازتفکر و اقدام برای شروع هر گونه حرکت اصلاحی، ابتدا می بایست؛ نوع نگرش و گویش زبان و شیوه نگارش و روش مطالعه و تفکر خود را اصلاح کنند.
اگر روشنفکران ونخبگان تحلیل گر سیاسی؛ با چشم باز وبدون غرور و خودخواهی؛ جای خود را به روشنفکران و نخبگان متفکر اجتماعـی بدهنـد؛ و پنجـره هـای مختلف سیاسـی، برای بازشدن پنجره های اجتماعی بسته شود؛ می توان تا حدی به آینده امیدوار بود و شد.
آینده ای روشن و زیبا، در فضایی باز و بدون پنجره؛ آنچنان که روشنفکران و نخبگان سیاسی، امشب! می خواهند؛ و بیداران در جستجوی آن هستند. فردایی! با پنجره های بی پنجره!
امشب! بخاطر ايران و ايراني! نامه اي براي امشب! را كه در دوران اصلاحات توقيف شد بخوانيد!

چه عرض کنم؟ حتما بهتر از من خبر دارید که این روزها حکم دادگاه فدرال آمريکا در پي دادخواه "ديويد استارچمن"، يك وكيل آمريكايي، كه خواسته بود دادگاه فدرال آمريكا كلكسيون با ارزش شامل تكه‌هاي سفالي متعلق به ايران باستان كه بر روي آن‌ها با خط ميخي كلماتي حك شده و در اختيار دانشگاه شيكاگو است را توقيف كند، تشكيل شده است. در دادخواست آمده بود: "اين اشياي با ارزش بايد به نفع خانواده‌هاي اسرائيلي كه يك يا چند تن از اعضاي آن‌ها توسط فلسطيني‌ها كشته شده‌اند به حراج گذاشته شود." جالب است؟ نه؟ از آن طرف سالها دنبال فهرست کتابهای بنجامین فرانکلین می گردند و از این طرف چوب حراج به آثار با قدمت 2500 ساله ما ایرانیان می زنند. چه می شود کرد؟ اصلا کاری باید کرد؟

سلام

آقا بابت این نوشته های خوب ممنون. اما یک گلایه. هر زمان نوشته ای جدید را در وبلاگ قرار دادی حتما پینگ کنید. اینطور دوستان متوجه نوشته جدید می شوند. موفق باشید

اگر مشکلی بود من هستم.

نظر بدهيد

(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)